خرید بک لینک
چرا بعضی وقتا نمیشه فراموش کردواقعا چرا؟۱۰ ساله ازش بی خبرمکسی که اگه یک ساعت صداشو نمیشنیدمدیوانه میشدمدلم عجیب براش تنگهلعنت به این دنیابعضی وقتا حس میکنی خوشبختیحس میکنی زنو بچه داری و حالت خوبهولی هیچکس از دل صاحب مسبت خبر ندارهکه ادما توی زندگی شون فقط یکبار عاشق میشنو اون عشق تا ابد تموم نمیشهبرای یکنفر که انقدر دوستش داریخیلی باید عجیب باشه که تا سر حد مرگ عاشقش باشیو همینم باعث میشه که طرف فکر کنه.تو بدل شدینمیدونه که بیش از حد دوسش داری ک عاشقشیمن ۱۰ سال پیر و پیرتر شدم.دیگه به حدی رسیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:56

و باز هم تولد کسی که هیچوقت نرود از یادم اگر این دنیا تنها یک خوبی داشت، تجربه بودن در کنار تو بود. دنیا به این بزرگی به خودش افتخار می‌کند که روزی پذیرای عزیزی چون تو بود. کسی که لبخندش، برق چشم هایش، کلام دلنشینش و چهره زیبایش به همه چیز رنگ و بوی دیگری می‌داد. بوی بهار می‌آید و طبیعت روز تولد تو را با آذین بستن شکوفه ها جشن می‌گیرد در حالی که تو در این جشن باشکوه شرکت نداری.تولدت مبارک ای که هنوز عزیزترینی! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:56

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 15:57

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 15:23

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 2:34

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: يکشنبه 24 تير 1403 ساعت: 12:13

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 14:18

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 16:52

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: دوشنبه 4 تير 1403 ساعت: 11:16

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 16:25

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: سه شنبه 22 خرداد 1403 ساعت: 16:16

چقدر دلم گرفته خدایافقط اینجا میتونم باهات صحبت کنمسال هاست میام اینجا نظرات گذشته مو میخونماشک میریزماه میکشمحصرت میخورمخدایا این چه ازمایشی بود چرا انقد عذابم دادیتوکه میدونستی چقدر دوسش دارمتوکه میدونستی چقدر میخوامشتوکه دیدی براش کم نذاشتمتوکه داری میبینی من چجوری دارم اب میشمتوکه داری میبینی دارم نابود میشمچرا انقد بی رحمینصف عمرم عبادتو کردمالتماست کردمچرا ؟ چرا؟ چرا ندیدی منومن خیلی دوسش داشتمو دارمریحان از ذهنم نمیریهیچوقتنه بخاطر اینکه زندگیم بد باشهنه بخاطر اینکه خودم خراب کردمنه نه نهدلم برات یک ذره شدهمن هروقت میام کاشمرمیام ساعت ها جلو مغازه ت از دور وامیستمفقط اشک میریزم تورو با شوهرتو بچه ت میبینمریحان هر لحظه که اونجام ثانیه ب ثانیه شموهام سفید میشهنمیدونی چقدر سختهبخدا نمیدونیخوب میدونی چقدر دوست داشتمو دارمهیچوقت نمیتونم فراموشت کنمهیچوقتتمام دنیارو تمام زیبایی هارو برام بیارنمن فقط عاشق یکنفر شدم اونم تو بودیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 18:38

چه دنیای غریبی یه...همیشه بهم میگفت اگر تو نباشی زندگیم تمومه...میگفت هیچ وقت دیگه نمیتونم به یکنفر دیگه و ازدواج فک کنم...گاهی حرفش میشد واقعا حالش بد میشد انقد که من همش می ترسیدم اگر جدا بشیم بلایی سرش بیادالان اون ازدواج کرده و من انگار جا موندم تو همون روزهایی که عاشق هم بودیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 11:55

خیلی خوشحالمخیلی زیادوقتی خنده هاتو دیدموقتی موفقیتتو دیدموقتی کنار همسرت و کوچولوت دیدمتخیلی ذوق داشتممیدونستم یکروزی قطعا موفق میشیتبریک میگم بابت مزون قشنگت و روزهایی که ارزوشو داشتیکنار من شاید جور دیگه ای زندگیت رقم میخوردنمیدونمولی الان همینکه میخندی و خوشحالی خداروشکر میکنمو برات تو این شب عزیز لیله الرغایب بهترینهارو برات ارزو میکنممیدونم هیچوقت اینارو نمیخونیو نخواهی خوندولی بدون تا ابد تا وقتی زنده م میام اینجا و مینویسم برای دلم برای ارامشمو برای گذشته ای که هیچوقت فراموش نمیشهچون هیچ عشقی . عشق اول ادم نمیشهمن دیگه عاشق نشدمولی همون یکبار که عاشق شدمواقعا عاشقی کردمو اصن ناراحت نیستمتقدیر این بود که جدا شیمخداروشاکرم که هردومون خوشبخت هستیمکاش میشد مثل دوتا دوست حال همو میپرسیدیم و برای هم ارزوی خوشبختی میکردیمچند سالع نیومدی اینجاو این نشون میده حالت خوبهاگه یکروزی گذرت به اینجا خوردبدون تو این دنیا فقط یک چیز از خدا میخامو اونم دیدن دوباره تویهحتی در اخرین لحظه مرگممراقب خودت و نیکان عزیز باشیادته این اسمو روی بچه خودمون مبخواستیم بذاریمچه عجیب و چقدر جالب و چقدر قشنگروزگار بر وفق مرادت ریحان قلب تنهایمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 14:45

تولدت مبارک همسر قدیمی و فراموش نشدنی من

برچسب: نویسنده: الینا کریمیان تاريخ: شنبه 20 آبان 1402 ساعت: 19:03

صفحه بندی